مختار راد

مشاوره بازاریابی در اهواز

بازاریابی صنعتی

تحقیقات بازار

مارکتینگ پلن

صادرات به قطر

مختار راد

مشاوره بازاریابی در اهواز

بازاریابی صنعتی

تحقیقات بازار

مارکتینگ پلن

صادرات به قطر

تنیدگی دات آی آر

انتشار سمی اسنپ و تپسی! مکندگان نیروی کار

۱۳۹۸-۰۴-۲۰ چشم انداز
انتشار سمی اسنپ و تپسی! مکندگان نیروی کار

مدتیست با بحران نیروی انسانی برای تیم فروش مواجه هستم.باید بگویم از دیرباز منتظر این بحران بودم. یک علت این بحران، کار بدون نیاز به مهارت اندوزی در جاهایی همچون اسنپ و تپسی است.

شاید خیلی چیز عجیبی باشد اگر بخواهیم ازمزایای تکنولوژی و هدیه هایی که کسب و کارهای نوین برای زندگی ما داشتند، چشم‌پوشی کنیم و به عیب گویی آنها بپردازیم.

این کار شبیه اینست که برای نظر دادن درباره بازی های کامپیوتری فقط به ضعیف شدن چشم در برابر مونیتور ها اشاره بکنیم و مزایای گیم ها را در تیزهوشی فرزندان، سرعت تحلیل داده ها و عجین شدن آن‌ها با فضای دیجیتال و کاربری تکنولوژی را فراموش کنیم.

چون نمی خواهم این اشتباه عامیانه را در مورد اسنپ و تپسی و تاکسی های اینترنتی داشته باشیم، پس اول از نگاه خودم مزایای این مدل از کسب و کار را بگویم و بعد سراغ دغدغه ای بروم که شده بلای جان کسب و کارها و بلای خانوار ها.

بخوبی یادم هست اوایل که به اهواز برگشته بودم (از تهران به اهواز مهاجرت کرده بودم)، تاکسی های اینترنتی حتی بومی پا به عرصه رقابت گذاشته بودند. ظهور تاکسی های اینترنتی بومی به تقلید از اسنپ و تپسی تهران در اهواز زیاد شده بود. درست مثل همه موج های استارتاپی دیگر که در یک باره زمانی مشابه خیزش دارند و ریزش.

تاکسی های اینترنتی به همه کمک کردند. هم به راننده خودرو، هم به مسافر. قیمت ها پایین بود. همین هم باعث میشد تا راننده تاکسی ها ناراحت باشند و مسافر خوشحال. اما اصلا فلسفه تاکسی اینترنتی همین بود که دربست گرفتن را برای من مسافر به صرفه میکرد. حالا حجم تقاضای دربست بیش از ده برابر گذشته شده بود و این عملا به راننده های تاکسی  خودرو کمک میکرد تا بجای دنده یه غاز و صرف وقت زیر آفتاب و باران برای پیدا کردن یک مسافر بیشتر، با خیال راحت تک تک مسافر بزنند و هم استهلاک خودروشان پایین بیاید و هم کلاس کاری بهتر و آسایش بیشتری داشته باشند.

من مسافر هم ، دیگر برای رسیدن به مقصدم بجای دو مسیر خطی یک و پونصدی ،که جمعا میشد ۳ تومن، از یک اسنپ استفاده میکردم که کرایه اش میشد ۴ یا ۴۵۰۰ بجای ۶ تومن تاکسی سرویس. وقت مقایسه فرا رسیده: ۳ هزار تومان هر روز صبح که ۴۰ دقیقه وقت مرا میگرفت شد ۴ هزار تومان که ۱۵ دقیقه ای (با احتساب همه وقت تلفی ها) مرا به مقصدم میرساند. خب به صرفه بود. این در حالی بود که ۶ تومن تاکسی سرویس، در طول ماه هزینه کمرشکنی بود.

خلاصه به همین دلیل اسنپ و تپسی تا همین چند ماه پیش به شدت اقتصادی و به صرفه بودند. هم صرفه زمانی داشتند و هم صرفه مالی. برای هر دو طرف.

آنقدر خوب و شیرین و ساده  و لذت بخش بود که نفهمیدیم چطور خیل جوانان با پراید هایشان رفتند در صف اسنپ و تپسی و سوار و … و تقاضای کار آنقدر کم شد که حالا شرکت ها و کسب و کارها برای جور کردن تیم بازاریابی و فروششان باید چند ماه آگهی بزنند ومصاحبه بگیرند.

یک اتفاق عجیبی که حدس میزنم در همه شهر ها بوجود امده است. اینکه جوان ها به همین نان ساده تاکسی اینترنتی قناعت کرده اند و کمتر به سراغ کارهای پر زحمت نون خوب درآر مثل بازاریابی میروند. اما در اهواز اوضاع بدتر از اینست. خودبخود بخاطر شرایط اقلیمی و سابقه کارمندپروری شرکت های دولتی مثل نفت و حفاری، تمایل زیادی به مشاغل بازاریابی وجود نداشت. این هم شد مزیدی بر علت که اگر قبلا به سبب بدون چاره ماندن نیروی کار، به سمت بازاریابی کشیده میشد و چیز هایی از بیزینس یاد میگرفت و در آن فضا ماندگار میشد -بازاریابی به شدت فضایی  است که اگر کسی آن را به همراه آموزش های اصولی، تجربه کند، دیگر از آن بیرون نمی رود- الان دیگر اسنپ برای همه چاره است.

نیروی کاری به شدت در شهر هایی مثل اهواز کم است. تقاضا کم نیست اما به سبب کارهای راحتی همچون اسنپ، نیروی کار به سمت امور فنی و کارگاهی و بازاریابی کشیده نمیشود. پیش بینی میکنم عمق چنین معضلی آنقدر باشد که طی ۵ سال آینده قشر بزرگی از جوانان بالای ۲۵ سال و میانسال بدون مهارت داشته باشیم.

قشر بزرگی که جز فرمون به دست گرفتن کار دیگری نکرده اند و احتمالا باعث شود تا حداکثر یک دهه دیگر با بحران مهارت آموزی جدیدی دست به گریبان باشیم.

یکی بهشون برسونه فنی حرفه ای ها رو تعطیل نکنید…

اما اگر بخواهم نتیجه بگیرم که کی یا چی باید تغییر کند تا اوضاع اینگونه پیش نرود، باید بگویم خیلی نکات برای گفتن دارم. که کم کم خواهم گفت… نوشت …

 

مطالب مرتبط:

↵ پاسخ یک تولیدکننده به این نوشته

↵ نگاهی دیگر به معضل نیروی کار در ایران – امیر تقوی

برچسب ها:
۴ دیدگاه
  • علی ۱۱:۴۱ ۱۳۹۸-۰۶-۱۸ پاسخ

    باسلام قبلانرخ اسنپ خوب بود اوایلاش الان ب حدی گرون شده ب فرض مسال من دیروز ازباغ معروف تبریز تا بلوارمنجم ۱۵۰۰۰تومان دادم ب اسنپ وهمان لحظه هم زمان یک تاکسی تلفنیهم گرفتم ۱۳۰۰۰تومان ماملت ایران عادت دارم ب این کارها الان بیایم تحریم کنیم واقعااپلی کیشن اسنپ و حذف کنیم تپسی روفعلا بگیریم یکایک نرخشون فرق میکنه پنجاه درصد اسنپ گرونتر شده

    • مختار راد ۲۱:۰۱ ۱۳۹۸-۰۶-۱۸ پاسخ

      البته مطلب شما ربطی به موضوع بحث ما نداشت ولی خب ممنون که کامنت گذاشتید!

  • احسان رجبی پور ۱۱:۴۵ ۱۳۹۸-۰۴-۲۴ پاسخ

    سلام مهندس عزیز
    من متن رو خوندم
    امروز هم با دقت بیشتری خوندمش
    به نظر من نبود هدف که شما گفتی میتونه یکی از دلایل گرایش جوانها به اسنپ و تپسی باشه ولی دلیل اصلی، نبود نقدینگی لازم برای گذران خرج روزانه هست. اسنپ و تپسی و بهتر بگم کلا رانندگی و مسافرکشی فعلا میتونه کفاف خرج روزانه اون فرد رو بده، خب اون هم دنبال همین قضیه است و به یک ماه یا ۶ ماه یا ۱۰ سال آینده اش فکر نمیکنه؛ یعنی نمیتونه فکر کنه وقتی مشغله و دغدغه اش نون امشب برای خانواده اش هست. زمانی میتونیم جوانها رو بیاریم تو کارهایی مثل بازاریابی و کارهای فنی که مشکل روزمره اشون حل بشه. این هم نمیگم که کارآفرین ها مشکل رو حل کنن، مشکل باید اساسی و از پایه ریشه یابی و حل بشه….

  • محمد سلیمانی ۱۴:۵۸ ۱۳۹۸-۰۴-۲۱ پاسخ

    سلام مختار عزیز
    نمی دونم کی بود دهه ی هفتاد میلادی یه مقایسه بین کره جنوبی و ایران انجام داده بود می گفت به نظر میاد جوونای کره ای بیشتر دوست دارن در فضایی آموزش فنی و حرفه ای قرار بگیرن و وارد محیط های کارگاهی و کارخونه ها بشن در حالی که وضعیت ایده آل برای جوونای ایرانی اینه که وارد دبیرستان بشن مدرکی بگیرن و از اونجا راهشون رو به ادارجات دولتی باز کنن اول گفتم شاید دلیلش وجود بازار آزاد در کره جنوبی و اقتصاد دستوری نفت محور در ایران بوده که باعث این موضوع شده ولی بعد مثال شوروی در ذهنم اومد کشوری با اقتصاد بسته و مزخرف، که مهندسان واقعی کم تربیت نکرد در واقع زیاد تربیت کرد اونقدر زیاد بود که بعد از سقوط دیوار برلین و باز شدن مرز ها سیلی از مهندسان از همه جمهوری های شوروی به سمت آمریکا و اسراییل روانه شدن مهارت بعضی از این مهندس ها در ریاضیات به اندازه ای بود که ترجیح می دادن به جای گشتن به دنبال کار در محیط های صنعتی وارد وال استریت بشن و گاهی تا چهل برابر یک مهندس عادی درآمد داشته باشن فکر می کنم مشکل ما وارونگی نظام ارزش ها ست از نظر ما کارمندی که در اداره ای نشسته و کار مردم رو دیر راه می اندازه جایگاه رفیع تری داره از مکانیکی که سر تا پاش گریسیه ولو اون مکانیک درآمد و زحمت و ارزش اقتصادیی تولید کرده بیشتر از اون کارمند باشه

درج دیدگاه