مختار راد

مشاوره بازاریابی در اهواز

بازاریابی صنعتی

تحقیقات بازار

مارکتینگ پلن

صادرات به قطر

مختار راد

مشاوره بازاریابی در اهواز

بازاریابی صنعتی

تحقیقات بازار

مارکتینگ پلن

صادرات به قطر

تنیدگی دات آی آر

ثابت قدمی یا انعطاف پذیری؟

۱۳۹۷-۱۱-۱۰ چشم انداز
ثابت قدمی یا انعطاف پذیری؟

بذارید با یه سوال این مطلب رو شروع کنم :

ο شده در یک کار تیمی، زودتر از دیگران از نتیجه گرفتن نا امید بشید؟

ο شده در یک پروژه کارآفرینی به یکباره در میانه مسیر، شرایط محیطی رو نامساعد ببینید؟ و حس کنید که اصلا اشتباه کردید که وارد این مسیر شدید؟

ο اگر یکی از هم تیمی های شما زودتر از دیگران خسته شده باشه یا احساس کنه مسیری که در اون در حرکتید ، مسیر مناسبی برای نتیجه مورد نظر نیست ، چه جور انگیزه ها و توصیه هایی براش خواهید داشت؟

من هر سه وضعیت رو تجربه کردم. اینجا نمیخوام از مهارت رهبری و انگیزش حرف بزنم. چون هر دو راهکار های مهمی برای تلاش مضاعف و مستمر تا رسیدن به نتیجه دارند. فقط میخوام راجع به این حرف بزنیم که مسیر درست، مسیر سخت و طولانی ایه و اصلا آدم هایی که رهرو نباشند نمی تونند در کارآفرینی و استارتاپ ها و یا مشاغلی که هنوز از طرف جامعه استقبال زیادی از اونها نمیشه به اولین ایستگاه های موفقیت برسند.

بنظر من اگر راه نرفته رو میخوای بیازمایی باید قوی بیازمایی!

باید با تمام وجود پا در مسیر بذاری و ببینی آیا بهت جواب میده یا نه و اینکه آیا تفکرت در مورد اون مسیر درست بوده یا نه؟

بنظرم اگر قراره شکست هم بخوریم باید خوب شکست بخوریم!

نه اینکه لک و لک کرده باشیم و قدم های سستی برداشته باشیم بعدش بیایم بگیم “نه انگاری این راه جواب نمیده!”

اول از همه فکر کن این تلاش توئه که جواب نمیده. شاید راه درسته! بله، باید جوری تلاش کنیم که اثربخش باشه تا بعدش بتونیم به درستی قضاوت کنیم آیا مسیر و استراتژی هامون، درست بودند یا خیر؟

دیده اید؟ انگار آدمای زیادی دنبال هزار راه نرفته هستند. من میگم ok. پیشقدم شو و راه های نرفته رو برو. اما چه راه تکراری و چه راه نرفته هر دو رهرو میخواد!

مگر اینکه دنبال مقصد نزدیک باشی. مقصدی که با تلاش کم بهش دست پیدا کنی. اون موقع دیگه اصلا دنبال راه درست بودن اشتباه توئه. راه کوتاه و کم هزینه برای نتایج خفیف، ارتباطی با کارآفرینی و تولید ثروت ندارند (لااقل دیگه ندارند!). اگر در این دو راهی گیر افتادید، و یا نتیجه مهم و بزرگ رو با تلاش کم و مسیر ساده میخواهی، اون موقع مشکل اینجاست که تو خودت رو نفهمیدی!

این جمله رو شنیدید؟ “هر کاری که میخوایم بکنیم باید بسنجیم” (این قدر بدیهیه که گوینده مهم نیست!) اما چی رو باید بسنجیم؟ ارتباط مسیر و هدف رو! اگر هدفت مشخص نباشه مسیر درست برای رسیدن به اون هدف هم نا مشخصه.

مقصدت کجاست خانم استارتاپی؟

مقصدت کجاست آقای کارمندی که میخوای کارآفرین بشی؟

مقصدت کجاست خانم سرمایه داری که میخوای سرمایه گذار بشی؟

مقصدت کجاست آقای تولید کننده ای که میخوای بازارت رو توسعه بدی؟

مقصدت کجاست آقای مختار که میخوای مشاور بشی؟

توجه دارید که مقصدی که انتخاب کرده اید شاید چندان هم نزدیک نباشه؟ . بیایید بپذیریم که اگر دنبال ایستگاه نزدیک هستیم، پس تو فکر جایگاه متمایز و ایده آل و خوب نباشیم. اصلا هم در این ایرادی نیست که از گام ها و هدف های ساده شروع کنیم فقط توهم جایگاه بلند بالا رو با تلاش های کوچک نزنیم!

در مدتی که دارم تلاش های کارآفرینی رو مشاهده میکنم، باید بگم خیلی وقت ها مسیر ها و فکر ها خوب بوده اند ؛ اما تلاش ها کم بوده اند!

یکی از دوستان من در این مطلب جدل میکرد و سعی میکرد به من بقبولونه که انعطاف پذیری شرط مهمی برای رسیدن به نتیجه هست. و ثابت قدم بودن در یک مسیر رو مساوی با روی یک پاشنه چرخیدن تعبیر میکرد. یک جور کلنجار رفتن و اصطکاک داشتن با شرایط.

یک چیزی شبیه این:

اریک جانسون عکاس سوررئالیست کلنجار یا پافشاری بر روش غلط
تصویر از Erik Johnson عکاس سوررئالیست که من به فراخور موضوع به کلنجار رفتن یا پافشاری بر روش غلط تعبیرش میکنم. هرچند که خود عکس تعبیر زیباشناختی خودش را دارد.

اتفاقا من انعطاف پذیری رو اینطور می فهمم که در شرایط غیر قابل انتظار و و غیر قابل تغییر قرار میگیریم اما سعی میکنیم با این شرایط کنار بیاییم و مسیرمون رو ادامه بدیم. انعطاف پذیری به این معنی که تا به سنگی رسیدیم مسیر رو عوض کنیم یا در مقصد و نتیجه ای که به دنبالش هستیم تجدید نظر کنیم چیزی جز ” این در و اون در زدن ” نخواهد بود. آخرش هم نمی تونیم بگیم در یک مسیر با تجربه شده ایم چون اصلا اون مسیر رو تا به آخر نیازمودیم.

یکی از دلایلی که نمیشه همیشه روی تجربه آدم های شکست خورده حساب کرد همینه. خیلی از کسانی که با افتخار و غرور از شکست هاشون حرف میزنند و خودشون رو پخته یک مسیر می دونند؛ اصلا اون مسیر رو تا به آخر تجربه نکرده اند و یا تلاش مناسبی در اون مسیر به خرج ندادند. و نمیشه روی قضاوت اونها بعنوان تجربه حساب کرد.

دلیل دوم هم اینه که آدم های شکست خورده اغلب نگرش صحیحی نسبت به شکست هاشون ندارند. یا دلیل اصلی شکست رو هنوز کشف نکردند و یا با عینک توجیه بهش نگاه می کنند. شاید هم تعصب و جزم اندیشی روی نگاهی که به شکستش داره تاثیر گذاشته باشه. اما به هر حال این توصیه رو از من بشنوید که:

توصیه های یک آدم که شکست رو بارها تجربه کرده باور نکنید، مگر اینکه ببینید اون آدم با تجربه شکست هایی که داشته ، یک موفقیت ساخته باشه! در غیر اینصورت داره مسیر جدیدی برای شکست خوردن رو به شما نشون میده!

بگذریم… داشتم در مورد انعطاف پذیری حرف میزدم. گفتم من انعطاف پذیری او اینطور می فهمم که مسیر و مقصودم رو بتونم با راهکارها و واکنش های متناسب شرایط مختلف، حفظ کنم. مثلا اگر مسیر من انتفاع از شراکت با دوستم هست، وقتی یک اختلاف نظر حتی ریشه ای بین ما ایجاد میشه، از خودم انعطاف نشون بدم و کمی از مواضعم عقب نشینی کنم و به همکاری سازنده ادامه بدم. بر هم زدن شراکت در این موقعیت، انعطاف نیست بلکه من از مسیرم منصرف شدم.

نمیتونم بگم در این مثال و یا هر وضعیت واقعی دیگری کدوم به صلاحه! انعطاف یا انصراف؟ هر کسی، هر شرایطی، هر خواسته ای، و هر انتظاری؛ صلاح کار رو عوض میکنه! اما انعطاف به معنای هربار از نو شروع کردن مسیر جدید نیست. چون در هیچ مسیری همه چیز مطابق انتظار نیست…

Erik-Johansson-surrealist photographi-constancy or flexibility
در همه مسیر ها با چالش مواجه هستیم. یک تکه مهم از خود موفقیت، عبور از چالش و پایمردی کردن است.

همه تصاویر این نوشته از اریک جانسون هستند که بعنوان عکاس و فوتوگرافیک سوررئالیست فعالیت میکند و عکس هایش حتی در نشریه گاردین هم چاپ شده است. پیشنهاد میکنم اگر به عکاسی ، گرافیک یا سوررئالیست علاقه دارید یا  بخاطر فان هم که شده ، بعضی دیگر از کارهای مفهومی و زیبای Erik Johnson را در وبسایت recreoviral ببینید…

درج دیدگاه