مختار راد

مشاوره بازاریابی در اهواز

بازاریابی صنعتی

تحقیقات بازار

مارکتینگ پلن

صادرات به قطر

مختار راد

مشاوره بازاریابی در اهواز

بازاریابی صنعتی

تحقیقات بازار

مارکتینگ پلن

صادرات به قطر

تنیدگی دات آی آر

شناسایی بازار ایده آل

۱۳۹۹-۰۳-۱۳ بازاریابی

پای صحبت های علیجاه شهربانویی نشستن، به آدم ایده و انگیزه برای تحقیق درباره بازار و بازاریابی می دهد. من علیجاه را بعنوان یک فرد با سابقه و کاملا به روز در حوزه تبلیغات و بازاریابی می شناسم. این روز ها که مخاطب نظرات و تجارب وی در زمینه Marketing Plan  هستم، در کنار همه آموخته هایم از او ، به کلیدواژه هایی برای سرچ و تعمیق دانش بازاریابی ام دست یافته ام. یکی از اون کلید واژه ها شناسایی بازار ایده آل بود، امروز سعی کردم در این باره مقالاتی انگلیسی با کوئری Characteristics of Ideal Market مطالعه کنم. البته از متمم هم غافل نشدم.

بحث کلیدی اینجا است: وقتی در فکر کارآفرینی هستیم، یا در فکر لانچ محصول جدید و یا تصاحب بازار جدید هستیم، چگونه به بازار نگاه می کنیم؟ نگاه حرفه ای به چه معیار ها و مشخصه هایی توجه می کند؟ اگر علاقه داریم محصولی طراحی کنیم چطور باید بازار آن را ارزیابی کنیم؟

اینجا فقط چند معیار را برای اشاره به جنس نگاه اولیه به بازار آورده ام. تعداد معیار های لازم برای شناسایی بازار ایده آل بیشتر اما محدود و مشخص هستند و در انتها پس از یک نکته مهم و کلیدی، برای مطالعه بیشتر، منبع خیلی خوبی هم معرفی کرده ام.

ο بازار بزرگتر ، بازار بهتر !

به این معنی که جمعیت خریدار و یا علاقمند در بازاری که در حال شناسایی آن هستیم، هرچه زیاد تر باشد، یا تعداد کم ولی هزینه کرد و سهم کیف پول آنها زیاد و یا دفعات خرید آنها متعدد باشد، بازار بهتری است.

نکته اینکه این اصل متضاد مفهوم نیش مارکت niche market نیست. بلکه یکی از شرط های اساسی برای پذیرفتن یک نیش مارکت ، نیز همین استعداد رشد و توسعه آن است. پیشنهاد میکنم برای شناخت بهتر نیش مارکت و ویژگی های لازم آن ، مقاله نیچ مارکتینگ چیست؟ چرا باید به سراغ گوشه های دنج بازار برویم؟ را مطالعه کنید.

ο بازاری بهتر است که ضرورت محصول در آن بازار بیشتر حس شود.

اولویت اول در بازاریابی ، ارائه محصولاتی است که همین الان در بازار برای آنها تقاضا وجود دارد و ضرورت آن تقاضا نسبت به عموم کالاها، بیشتر حس می شود. از نظر من بازاریابی جایی معنی پیدا میکند که ضرورت وجود دارد و بازارسازی جایی معنی پیدا می کند که تقاضای آنها و ضرورت آنها هنوز ایجاد نشده است.

نکته اینکه این تعریف از بازارسازی با تعارف کلاسیک مثلا تعریف دکتر احمد روستا در کتاب مدیریت بازاریابی ایشان، کمی متفاوت است. ولی در دنیایی هستیک که بسیاری از بازارهایی که از قبل وجود نداشته اند، در طی کمتر از ده سال ساخته شده اند.مثل بازار اپلیکیشن های موبایل. بنابراین حس میکنم در حوزه ایجاد بازارهای جدید نیازمند بکارگیری این واژه هستیم. بنابراین ضمن احترام نسبت به واژه پردازی های گذشته، پیشنهاد می کنم واژه بازارسازی را به این منظور بکار بگیریم.

ο سرعت نفوذ به بازار بیشتر، بازار ایده آل تر!

معمولا سه مرحله رسیدن به مشتری ، آگاه کردن او از محصول ، و انجام فرایند خرید توسط مشتری می تواند در بازار های مختلف ، با پیچیدگی های مختلفی روبرو باشد. حتی وقتی داریم به یک وبسایت فروشگاهی فکر میکنیم و می اندیشیم که بستری که خواهیم ساخت می تواند برای کل کشور کار کند، باز هم، بد نیست مناطق جغرافیایی را ترسیم کنیم و ببینیم مقدمات فروش به کدام مناطق را راحت تر و سریعتر می توانیم فراهم کنیم. این کار از دست دادن بازار های دیگر نیست بلکه نفوذ سریعتر به قسمت هایی از بازار بالقوه در نظر بگیریم.

ο هزینه های بازاریابی چقدر است؟

شاید به ظاهر این نکته ساده باشد،که بازاری را انتخاب کنیم که بازاریابی در آن ساده تر باشد. اما وقتی بخواهیم عددی حرف بزنیم، دچار پیچیدگی می شود. برای استفاده صحیح از این معیار باید بتوانید تسخیص بدهید که به طور تقریبی برای جذب هر مشتری جدید، چقدر باید هزینه کنید؟ حساب و کتاب این مورد کمی سخت است. اما حرف و حدس ما درباره میزان هزینه های بازاریابی باید قابل تبدیل به عدد باشد تا واقعا یک معیار کارامد در تصمیم گیری ساخته باشیم.

————————————————-

همانطور که گفتم اینها فقط چهار معیار از معیار های شناسایی بازار ایده آل بودند. تعداد معیار ها بیشتر است. اما فایده مرور آنها این بود که دید ما را نسبت به بازار هدف روشن کرده باشد. در اینصورت وقتی داریم درباره یک بیزینس تازه صحبت می کنیم، تصمیماتمان را بر مبنای کلی گویی و یا نگرش توصیفی درباره تارگت مارکت بنا نخواهیم کرد.

نکته مهم: این نوع ارزیابی که معمولا در همه جا با عنوان شناسایی بازار ایده آل درباره اش نوشته می شود، فقط یک ارزیابی مقدماتی است و برای زمانی مناسب است که هنوز در حال دو دو تا چهار تای اولیه برای کارآفرینی، تولید محصول جدید ، توسعه بازار، و یا مقایسه گزینه های سرمایه گذاری هستیم. اما وقتی تصمیم جدی شد و بیزینس مدل یا بیزینس پلن تدوین کردیم، اگر سگمنتیشن انجام داده باشیم، آن وقت برای انتخاب بخش جذاب بازار و مقایسه بین آنها، ترکیب معیار ها تغییر می کند. چنانکه در کنار نگاه دقیق تر به بازار  و محصول ، به رقابت و شرایط کلان محیطی هم نگاه می کنیم.

شناسایی بازار ایده آل و انتخاب بخش بازار دو موضوع جداگانه هستند که اولی در ابتدای مسیر کارآفرینی یا سرمایه گذاری به کار می آید و دومی وقتی همه چیز جدی تر شده باشد و در حال تدوین مارکتینگ پلن بودیم، در تصمیم گیری به ما کمک می کند.

و اما منبع برای مطالعه و یادگیری معیار های بیشتر: پیشنهاد میکنم بجای سرچ کردن در نت یا رفتن سراغ کتب کلاسیک بازاریابی، و جمع کردن معیار های مختلف و پراکنده از همه جا، به مقاله جامع و به روز متمم با موضوع تجزیه و تحلیل بازار | معیارهای ارزیابی بازار و محصول مراجعه کنید. نقطه قوت دیگر این مقاله اینست که از نگاه خلاقانه به بازار نیز بهره می برد.

 

آخرین مطالب تنیدگی:

↵ توصیه های مهم بیزینسی سال ۲۰۲۰

↵ برندینگ لوازم خانگی در ایران ، رهی به ترکستان!

↵ بررسی اثر شوک تورمی ۹۶ بر بازار FMCG پس از دو سال

↵ مصایب فقدان درایت در دولتمرد

↵ بازاریابی تک به تک

برچسب ها:
درج دیدگاه