مختار راد

مشاوره بازاریابی در اهواز

بازاریابی صنعتی

تحقیقات بازار

مارکتینگ پلن

صادرات به قطر

مختار راد

مشاوره بازاریابی در اهواز

بازاریابی صنعتی

تحقیقات بازار

مارکتینگ پلن

صادرات به قطر

تنیدگی دات آی آر

داستان بهترین شمشیر و زره جنگی

۱۳۹۸-۰۳-۲۲ بازاریابی
داستان بهترین شمشیر و زره جنگی

 

داستان نمادین مدیریت استراتژیک منابع :

جنگجویی با زره سنگین و سلاح بسیار بزرگ

 

 

روزی روزگاری شمشیرزنی تصمیم میگرد تا محکم ترین جوشن (زره) ممکن را بسازد. در کنار آن سنگین ترین و قوی ترین شمشیر و سپر ممکن را هم ساخت تا تجهیزات و داشته هایش برای نبرد آینده بهترین باشند. او فکر میکرد اینگونه در کارزار ، پیروزمندانه خواهد جنگید و هیچ کسی را یارای مقابله با او نخواهد بود. در فکر این بود که دریای خون راه بیاندازد و تعداد زیادی از افراد لشکر دشمن را به خاک بمالد. شمیر زن قصه ما الحق شجاع و بی باک بود. او آرزو داشت پیشتاز صحنه های نبرد باشد.

بالاخره کارزار فرا میرسد. شمشیرزن قصه ما در یک طرف میدان نبرد تصمیم میگرد تا با قوی ترین و محکم ترین شمشیر و سپر و جوشن اش وارد کارزار بشود. او در صف سربازان قرار میگیرد و بی صبرانه منتظر شروع نبرد میشود…

 

 

همین که کوس (طبل بزرگ جنگی) کوبیده شد، همه افراد دو لشکر در دو طرف میدان، به سوی میانه میدان دویدند. سراسر شمشیر بود و صدای برهم خوردن فلز. فقط خاک بود که از زمین به هوا بر میخیزید. همه مشغول جنگ بودند. برخی در میدان بر خاک می افتادند و برخی پیروزمندانه فریاد میکشیدند. عده ای در عقبه میدان میجنگیدند و عده ای پیشتاز به قلب دشمن زده بودند.

داستان نمادین مدیریت استراتژیک منابع

اما در میانه نبرد، خبری از شمشیرزن ما نبود. پس کجاست او که میخواست همه را لت و پار کند؟ مگر نمیتوانست؟ مگر بهترین و قوی ترین زره و شمشیر را نداشت؟ مگر نمی خواست شجاع ترین و پیشتازترین ها باشد؟

سربازان نگاه ها را که برگرداندند دیدند او هنوز در میانه راه است. آنقدر سپر و زره و شمشیرش سنگین اند که با کمی دویدن به سوی دشمن عرقش درآمده است و اصلا نتوانسته خود را به میانه میدان برساند!

سالها از آن ماجرا گذشته و او که اکنون شمشیرزن قهاری شده است، میداند که علاوه بر هنر رزم ، سبکی و چالاکی هم لازمه نبرد هست.

او اکنون میداند اگر هنوز آنقدر قوی نیست که شمشیر بزرگ را بالای سر خود بگیرد، داشتن این شمشیر او را شکست خواهد داد.

این واقعیت است که بسیاری از جنگجویان، از دشمن شکست نمی خورند. بسیاری از آنها اصلا قواعد جنگ را نمی دانند و قبل از رویارویی در میدان رقابت ، خود زمینه شکست خود را فراهم کرده اند.

 

شمشیرزن قصه ما اکنون همرزمان زیادی را مشاهده میکند که از خود شکست خورده اند. همانطور که خود روزی از سپر و شمشیر و زره سنگینی که بر دوش میکشید شکست خورده بود.

ازآن پس همان کن که رای آیدت

روان و خرد رهنمای آیدت

(شاهنامه فردوسی)

ο داستان نمادین مدیریت استراتژیک منابع میخواهد بگوید برای همه جنبه های بیزینس ، منابعمان را در نظر بگیریم.

یکی از مهمترین مفاهیم کسب و کار، مدیریت استراتژیک منابع است. برخی کسب و کار های تازه تاسیس، فکر میکنند تل انباشت منابع عامل موفقیت است. این طرز تفکر هزینه هایی بیش از حد تحمل را بر کسب و کار تحمیل میکند. همچنین فورس بازگشت سرمایه باعث میشود تا کسب و کار دچار تنگنای زمانی شود و فرصت آزمون و خطا و بازخورد و بهبود را نداشته باشد. یادمان باشد که بزرگ شروع کردن، خود میتواند عامل شکست باشد.

مینیمال شروع کردن یک کسب و کار ،کمک میکند تا بتوانیم بیش از اینکه بر دارایی خود تکیه کنیم، سعی کنیم تا بر پتانسیل شخصی و مهارت های انسانی و فنی و مدیریتی خود بیفزاییم. همچنین زمان بیشتری برای به بار نشاندن تلاش هایمان داشته باشیم.

بخاطر تغییرات شدیدی که در چهره اقتصادی کشور ما در حال وقوع است ، تغییراتی در ساختار بازار ایجاد میشوند که باید آنها را بشناسیم. زمانی با سرمایه کافی میشد سهمی از بازار را بدست آورد. چون تقاضا در بازار بسیار زیاد بود و به هر حال هر کسی که در بازار حضور داشت چیزی عایدش میشد. امروز سهم سیال در بازار چندان زیاد نیست وبه شدت رو به کاهش است.

پس امروز دیگر جنگ ، جنگ سرمایه نیست. بلکه زمان هنر ورزی و ذکاوت در کارزار بازار است. کسب و کار هایی که داشته هایشان (منابعشان) اعم از علم و دانش و سرمایه مالی، فاصله زیادی از سطح سواد بیزینسی شان داشته باشد، نخواهد توانست تا میانه میدان بیایند. آنها احتمالا از خود شکست میخورند قبل از اینکه میدان رقابت را اصلا ببینند و در میدان رقابت آبدیده بشوند. (به قول دوست عزیزی، قبل از اینکه رقابت به اونها هزینه ای تحمیل کند، خودشان به خودشان هزینه های زیادی تحمیل میکنند).

این داستان نمادین مدیریت استراتژیک منابع را برای جلب توجه به هنر نگاه استراتژیک به منابع از خودم ساختم. یادتان باشد منابع تغذیه کسب و کار، صرفا داشته های مالی و ملکی نیستند. نیروی انسانی و ظرفیت های شخصی آنها، زمان ،علم ، اعتبار ، مهارت های فنی و تجربی، دانش کسب و کار ، همه اینها منابع یک کسب و کار هستند. در مطالعه استراتژی یاد گرفتم که اولین نقطه شروع نگاه استراتژیک به کسب و کار، مدیریت منابع است.

مدیریت استراتژیک منابع یعنی بهره برداری بهینه از منابع

وقتی منابع مالی زیادی به شرکت تزریق میکنیم، احتمالا ضعف های بازاریابی و فروش را نبینیم. وقتی نیروی انسانی بیش از حد نیاز استخدام کنیم ، نارضایتی آنها از مفید نبودن وقتشان علاوه بر کنترل و مدیریتشان چالش چند چندانی خواهد شد. از طرف دیگر وقتی برای پرسنل فروش و بازاریابی، در کنار سهم از فروش، حقوق ثابت و مزایای کافی در نظر نگیریم، عدم تیم ورک ، کاهش فعالیت و انگیزه های آنها برای اهداف غیر از فروش، و ریزش نیرو را مشاهده خواهیم کرد. بنابراین مثال ها چه منابع بیش از حد و چه منابع کمتر از حد ، میتوانند برای بیزینس گرفتاری ایجاد کنند.

اگر دنبال طرح ریزی یک کسب و کار یا استارتاپ هستید، این دو تصویر را با این پند همیشه در ذهن خود داشته باشید:

 

نه آنقدر زیاد تزریق منابع داشته باشیم که در آنها غرق شویم و ضعف های اساسی را نبینیم

و نه آنقدر کم تزریق کنیم که اثربخشی لازم را ایجاد نکرده باشیم.

 

داستان نمادین مدیریت استراتژیک منابع

 

داستان نمادین مدیریت استراتژیک منابع

 

 

پیشنهاد مطالعه:

↵ برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی املاک؛ راهنمای عملی

↵ راهکار استراتژیک مواجهه کسب و کار ها با رکود

↵ هفت اشکال معمول بازاریابی که در شرایط بحران قابل چشم پوشی نیستند

 

↵ کورس آنلاین تفکر استراتژیک در سایت متمم

 

برچسب ها:
۲ دیدگاه
  • پویا ۱۶:۳۰ ۱۳۹۸-۰۳-۲۸ پاسخ

    این داستان منبعی داره؟
    قطعا داستان آموزنده ای بود
    و بر خلاف خیلی از داستان ها که فقط قصدشان اینه که یه چیز جالبی گفته باشند،
    اتفاقات و نتیجه این داستان ارتباط منطقی با هم داشتن.
    ولی حالا سوال، داستان به این خوبی برگرفته از منبعی هست؟ واقعا کنجکاو شدم بدونم…

  • محمد ۱۰:۰۱ ۱۳۹۷-۱۱-۱۹ پاسخ

    مطلب کارسازی بود . ممنون .

درج دیدگاه