مختار راد

مشاور بازاریابی در اهواز

تامین تیم فروش

مارکتینگ پلن

بازاریابی بین الملل

مختار راد

مشاور بازاریابی در اهواز

تامین تیم فروش

مارکتینگ پلن

بازاریابی بین الملل

تنیدگی دات آی آر

پاسخ یک تولیدکننده به نوشته من در توضیح بحران تمایل نیروی کار به اسنپ و تپسی

۱۳۹۸-۰۴-۲۲ از اوضاع چه خبر؟

بسیاری مخاطبان عزیز این وبسایت با ایمیل ها و کامنت ها همیشه نظرات مثبت و همین طور انتقاداتشون رو به عنوان یک لطف به من و یک دغدغه ذهنی، بروز می دهند، و این برای من همیشه ارزشمند بوده، و اصلا ارزش تنیدگی رو به این میدونم که تونسته در طی یکسالی که متولد شده، در زمینه بازاریابی بالاتر از پنجاه هزار بازدید بدست بیاره و به بسیاری از سوالات در حوزه مارکتینگ و مشکلات نیروی فروش ، پاسخ بده.

مهندس مرادی، تولید کننده شیرآلات پدالی سیماب که افتخار هم صحبتی با ایشون رو در جلسات متعدد داشتم، از کارآفرینان خوزستانی است که به سمت تولید رفته است.

خیلی دوست داشتم انتقادات مهندس مرادی رو نسبت به نوشته قبلی من با عنوان انتشار سمی اسنپ و تپسی! مکندگان نیروی کار که جنبه مسئولیت اجتماعی یک تولید کننده و دغدغه کسب و کاری یک کارآفرین پرتلاش رو نشون میده، با اجازه گرفتن از خودشون اینجا بازنشر کنم. بنابراین بدون دخل و تصرف ، کلمات ایشون رو کپی میکنم تا با دید یک تولید کننده به بحران نیروی انسانی در کشور بیشتر آشنا بشیم. ایشون کوتاه اما کلیدی گفتند…


 

مهندس مرادی

مطلب رو مطالعه کردم
اگر اشکالی نداره قبولش ندارم و چند تا انتقاد دارم.

عده ای اومدند و کسب و کار آنلاینی رو با عنوان تاکسی اینترنتی راه اندازی کردند که فوایدش رو خودتون در متن نوشتید. تا اینجا نظرمان مشترک هست.
اما مشکل رو در جذب نیروی کار میدونید. به نظر من این یک مسابقه بین ما و اونهاست و ما باید به این فکر کنیم که چطور میتونیم جذابیت ایجاد کنیم نه اینکه به فکر محدود کردن اونها باشیم تا نیروی کار سمت ما بیاد.

 

مختار راد

کاملا موافقم
البته من جهت گیری علیه اسنپ و تپسی ندارم و موافق محدود کردن اونها نیستم.
اما گرایش جوان ها به سمت کار ساده هست!
و این «کار ساده به وفور در دسترس» (مثل اسنپ و تپسی) باعث شده آدمهای جوان دید کوتاه مدت داشته باشند و نخواهند برای رسیدن به یک ثبات درآمدی و داشتن شخصیت شغلی، یکسال خاک خوری و ممارست و تلاش و یادگیری داشته باشند.

 

مهندس مرادی

بله تجربه کردم.
اطلاعیه برای نیروی دفتری دادم بیش از ۴۰۰ درخواست اومد. و اطلاعیه زدم برای نیروی فروش که خودتون تجربه شو دارید.

پس کار ساده فقط رانندگی نیست
فعالیت دفتری هم به شدت براشون جذاب هست حتی اگر حقوق کم و آب باریکه باشه.

این روحیه راحت طلبی خیلی دلایل داره که به نظر من اگر در موردش تحقیق کنیم و بشناسیمش میتونیم راهی برای غلبه بر اون پیدا کنیم یا حداقل افرادی که اهلش نیستند و گرفتارش شدند رو پیدا کنیم و جذب کنیم.

 

مختار راد

بله، به قصد اینکه مساله پیداکردن نیروی فروش برای کسب و کارها رو حل کنیم میشه ریشه راحت طلبی رو پیدا کرد. فقط مشکل جدید تر اینجاست که خب بنظرم اینطوری مساله حل نشدنی باقی میمونه.

حالا بگذارید من یک جور دیگه این مساله رو تعبیر کنم: شاید اینطوری راه حلی وجود داشته باشه:

مساله منابع انسانی در حوزه بازاریابی و فروش همیشه درگیر دو بعد مهم بوده:
۱- شرایط کسب و کار، انتظارات و رفتار کارفرما؛
۲- مشکلات نیروی فروش، انتظاراتش، ضعف هایش؛

توی بحث فروش و بازاریابی، شکاف این دو خیلی زیاده
و مهمترین چالش بحث فروش در ایران همینه. حالا در شهرهایی مثل اهواز شکاف عمیق تر هم میشه. یکی از مهمترین قسمت های تلاش های من در سمت مشاور بازاریابی، نزدیک کردن این دو به یکدیگر هست.

 

مهندس مرادی

یه سوال
من و شما به سمت مشکلترین شغلها رفتیم و شاید تا مدتها درآمد خوبی نداشته باشیم.
چی باعث شد سمت این شغلها بیایم؟

 

مختار راد

هدف

 

مهندس مرادی:

و امید

امید به اینکه به هدف می رسیم. بسیاری از جوانهای ما امید ندارند. پس ممارست نمیکنند.
خیلی جاها خوندیم که یکی از عوامل مهم موفقیت استمرار هست. باید مسیر رو تا آخر رفت.

رویکرد من به مشکلاتم چطور حل کردن اونهاست نه تغییر دادنشون و اکثر مواقع این طرز فکر برام جواب داده. به نظر من همیشه راه حلی هست حتی مواقعی که مطلقا هیچ راه حلی به نظر نمیرسه.

 

مختار راد:

این مساله شکاف بین کسب و کار و نیروی فروش، همون چیزیه که من در اهواز دو ساله دارم روش کار میکنم.
دلایلی وجود داره که جذب ، و ماندگاری نیرو در کسب و کارهای اهواز، بسیار پایینه.
نه جذابیتی در کسب و کارها برای نیروهای جوان وجود داره و نه نیرو های مناسب با شرایط حداقل مورد انتظار به اونها مراجعه می کنند.

بعنوان یک مشاور بازاریابی که ده سال کار بازاریابی و فروش رو در یک شرکت بین المللی انجام دادم، و دو سال هم هست که با کسب و کارهای بسیاری در اهواز ارتباط مشاوره ای دارم، با جرات میتونم بگم به نظر من به هر دو طرف ایراد هایی وارده:

ایرادی که به بیزینس ها و کسب و کارها در حوزه بازاریابی وارده خیلی خلاصه بگم این سه مورده:
۱- آموزش مناسب ندارند.
۲- صبر در به ثمر رسیدن نیرو ندارند.
۳- برنامه و پلن درست و تدوین شده ای در بازاریابی ندارند.

اما در مورد مشکلات نیروی فروش ، نمیتونم ایراد ها رو در چند مورد خلاصه کنم. باید بپذیریم آدم ها، استعدادهاشون و پتانسیل هاشون، شخصیتشون، خواسته هاشون و هدف هاشون، محیطشون، نگرانی ها و محدودیت هاشون به شدت متفاوته.

اما یه بحران در بین اغلب نیروها شایعه: بی هدفی، و عدم پرورش مهارت های فردیه! . همین هم باعث میشه تمایل به اسنپ و تپسی در بیکاران زیاد باشه. در حالیکه میشه با کمی تحمل سختی و ممارست در کار، بجای درجا زدن پشت فرمون، چیزی یاد گرفت که بشه در اون عمیق و متخصص شد. و پس از چند سال یک توشه تخصصی و اعتباری ایجاد کرده باشه. چیزی که در رانندگی اتفاق نمی افته.

و من به حد یقین و با تاسف یک پیش بینی دارم؛ دقت کنید که این حجم از جوانان که به سمت چنین کارهایی رفته اند، در آینده نزدیک، مثلا ده یا ۱۲ سال آینده نیاز به شغلی دارند که در آن درآمد کافی و حضور مهمی داشته باشند. در حالیکه این روند آنها را به چنین جایگاهی نمی رساند. پس در طی سال های آینده : کاهش شدید درآمد خانوار ها ، سستی بنیان اقتصادی و بی ارزشی نیروی کار در ایران به بحران جدید تری تبدیل خواهد کرد.

میان سال های امروز، افرادی هستند که در گذشته بخاطر جبر و فرصت محیط ، جبر خانواده یا حتی علاقه ، فنونی رو بصورت تجربی آموخته بودند که امروز می توانند از آن برای امرار معاش استفاده کنند. در حالی که پیش بینی من می گوید ما شاهد نسل میان سال بی هنر و بی سرمایه ای در سال های آتی خواهیم بود که بخاطر عدم ارزش آفرینی در سیستم اقتصادی کشور ، سرانه تولید ناخالص به شدت پایینی خواهند داشت.

————پایان———–

 

↵ برای آگاهی از مطلب مورد بحث روی تصویر بزنید:

اسنپ

 

↵ پیشنهاد مطالعه مرتبط:  نیروی کار | نگاهی دیگر ، از امیر تقوی

(امیر تقوی از مدیران موفق کشور است که مدیریت عاملی شرکت هایی همچون گروه ساعی و تاپکونز ایران را برعهده داشته است)

برچسب ها:
درج دیدگاه